روز کارگر گرامی باد - تاریخ: 1401/3/14 ساعت: 14:33
رهگذران با شتاب در مثل همچون شهاب از بغل یکدگر می گذرند همچو آب *********** کارگر خسته تند حاجی بازار کند این به مسجد رود وان دگری سوی خواب *********** این یکی هر صبح زود کان دگری خواب بود می رود از بهر نان تا که نگردد خراب *********** کرد تناول کباب با قدحی از شراب بعد به بازار رفت حاجی پس از آفتاب...
افطاری - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 8:01
فصل بهار جان است گلهای نو شکفته                 ماه صیام باشد شیطان به بند خفتهیاران بپا که دعوت آمد که جمع گردید     بعد از دو فصل دوری درد دل نگفتهدیریست جمع یاران از یکدگر جداییم                اکنون بیا نشینیم دور از غم نهفتهبر بانیان دعوت صد رحمت الهی             باشد که خیر بینند الحق که نیک گ...
اذان - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 8:01
ندای  موذن   ندا   میxadکند       توگويی خدا را صدا ميxadکند ندای  موذن کلام  خداست    که اينگونه ما را صدا ميxadکنداگر بشنود  گوش جانت ندا     ندا  را  کنون  آشنا  میxadکند  بپا  و  وضو کن  به آب زلال     تو  را از کسالت جدا میxadکند  وود  کیمیا  آب پاک  و زلال    وجودت مست را طلا میxadکند         ...
سجده باغ - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 8:01
رقص سپیدارها هلهله سارهاناوک زرین نور بر که و کهسارهاشاخ بلند چنار شاخه پر بار توتآلو و گیلاس و سیب سرخ قبا نارهادر خمش و پیچ و تاب قامت رعنایشانبین که چها میxadکند وه که چه سان کارهازار غزلخوان و مست قمری و گنجشک و زاغزاغ کند قارقار صوت خوش زارهاسبز قبای درخت دست هنرمند اوستفصل بهار است و او جمله ک...
انسان بشویم - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 16:34
این جهان فرصت خوبی است که انسان بشویمبال بگشوده گذر کرده خرامان  بشویمبهر عاشق شدن و مهر و محبت می کوشپیش از ان لحظه که از مرگ هراسان بشویمدوستی می کن و از کینه بپرهیز عزیزتا گذر کرده ز حیوانی و انسان بشویمآدمی نیست فقط نوش خور و خواب و خوراکبر حذر زین همه تا عاقبت آنسان بشویم گر پی حق و حقیقت به جه...
در حسرت مستی - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 16:34
فصل پاییز و زمین مست و زمان مست کنونهمه در سجده و تسبیح همان هست کنونهمه در قوس صعودند خبرداری نیستهمه مستند ولی من نشدم مست کنونمانده ام  قافله رفته است چرا محرومم غصه دارم که چرا رفته ام از دست کنوندل بیمار و شب تار و شیاطین در برمانده در ره پر و بالم همه در بست کنوندردی عشق نشاط آورد و مست کندهر ...
رهایی - تاریخ: 1400/11/17 ساعت: 16:34
درباره وبلاگ خداکرم غریبی متولد 1/3/1339 در شهرستان برازجان(دشستان) در استان بوشهر هستم. شغلم معلمی است و در دانشگاه یزد تدریس می کنم. دارای مدرک دکترای استخراج معدن با گرایش فرآوری هستم.غزل واره های غریب دلگویه های تنهایی، شادی و غم های غریبی است.باشد که با تماشای این پنجره و خواندن این دلسروده ها ...
سماع - تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 19:34
در حلقه شمایم در حال استماع یم سرخوش ز هر کلامم در حالت سماع یم از معرفت بگویید از وصف جلوه دوست از عشق روی دلدار از خلق من جدایم از وحدت وجودش از کثرت تجلی از خود گذشتگی بین از حضرت خدایم چون پرتو جمالش تابید در نخستین خورشید عشق سر زد زان یار با صفایم گفتا بیا عزیزی از من چرا گریزی عالم تو را غلام...
کرونا - تاریخ: 1399/9/28 ساعت: 21:51
عجب ناخوانده مهمانی چه بی شرم و حیاء مهماننه بر در می زند هرگز و آید بی صدا پنهان نمی دانی که کی آمد، ندانی از کجا آمدفقط بینی که بیماری و تبداری و هم بیجانبیامد بیخبر ما را ز پا انداخت مهمان شدکنون ت
فیه ما فیه - تاریخ: 1399/9/28 ساعت: 21:51
از درون و آنچه باشد در درون         فیه ما فیه می نماید یسطروناز درون و آنچه باشد در درون         می نماید سر  از&n
عشق سودایی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:13
یا رب تو نصیبم کن یک عشق زلیخایی تا بنده شم بنده آنسان که تو می خواییکو یوسف کنعانی کو یار پری چهره تا جان کنمش قربان بر دیده نهد پاییآتش زده بر جانم تا شعله کشم سوزم
برای کوچ نابهنگام دکتر علیرضا کریمی - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
غرق خون شده دل از پریدنت آینه شکسته شد از غم ندیدنتخطهu200eهای موج را زیر بال خود گرفت از کسالت جهان ناگهان رهیدنتسیب کاملی شدی در میان باغu200eها دست آسمان رسید عاقبت به چیدنتآه
ماه مهمانی حضرت دوست - تاریخ: 1398/3/7 ساعت: 7:24
از چه غرق گنه و معصیت و خواب و خورمغافل از خویشتن و عاقبت و خیر وشرماهل دل در پی درمان دل و جان خودندمن پی نان شب و خواب خوش و بار وبرمعشق بر جان من آتش نزده استکین چنین سرخوش و از خود بدرمآسمان جای ر
بهاریه - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 7:00
بهاریهرقص سپیدارها هلهله سارهاناوک زرین نور بر که و کهسارهاشاخ بلند چنار شاخه پر بار توتآلو و گیلاس و سیب سرخ قبا نارهادر خمش و پیچ و تاب قامت رعنایشانبین که چها میxadکند وه که چه سان کارهازار غزلخوان و
بازنشستگی - تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 7:00
همدم و غمگسار من ای تو رفیق و یار مندر بر و در کنار من روز و شبان تار منز خود مران مرا کنوندر غم و در طرب مرا همدم و یار بوده ایبر سر دار دوستی میوه و بار بو
روز مهندس - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 17:28
هرزخمه مضراب مهندس بر ساز جهان نغمه بود است هر گام بلندش به سر سنگ جاوید بر این لوح وجود است هر نقش که بر صفحه گیتی بزند دست مهندس جمله همه سازندگی و جوشش و ایجاد و وجود است می سوزد و می سازد و بر
دعا - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 17:28
دگر بسیار گشته سن و سالم برای پر کشیدن بسته بالم دگر گشتم تهی از آرزوها توقف کرده و بی شور و حالم دگر روز و شبانم گشته یکسان دگر مهتاب رفته از خیالم ز بسکه گشته ام بی دست و بی پا دگر باید بسوزم هم بنا
ماه مهر و فصل مهر - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 17:28
باز مهر آمد و عشق آمد و پاییز قشنگ باز هم صندلی و تخته و دانشجو و زنگ باز استاد و کلاس و سر ساعت حاضر باز سلف و خورش قیمه و فریاد که سنگ باز هم فارسی و درس معارف، تاریخ یا که کانی و زمین یا که مبانی
امید و تلاش - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 17:28
تلاش کن نمرده ایی زمین وسیع و بیکران بیا، برو، بپر، بدو گشوده بر تو آسمان دو پای بهر رفتن و دو دست بهر کار و کوش دو گوش بهر استماع دو دیده دیدن جهان روانه شو چو رودها نمان به مثل برکه ها سکون به
به مناسبت افتتاح تالار دکتر محمدحسین دهقانی احمدآباد در دانشکده مهندسی معدن و متالورزی - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 17:28
بر خاک قدم چو می گذاری در دست قلم چو می نگاری دستی که بر آسمان برآری در سجده به خاک رخ سپاری یاد آر ز یار رفته در خاک آن یار عزیز و گوهر پاک یاران چه عزیز روزگاری

برچسب‌های مرتبط

درد فراق | درد فراق یار | درد فراق عشق | درد فراق دوست | درد فراق پدر | درد فراق تو | درد فراق شعر | درد فراق برادر | درد فراق فریدون مشیری | درد فراق مادر