رقص سپیدارها هلهله سارها
ناوک زرین نور بر که و کهسارها
شاخ بلند چنار شاخه پر بار توت
آلو و گیلاس و سیب سرخ قبا نارها
در خمش و پیچ و تاب قامت رعنایشان
بین که چها میxadکند وه که چه سان کارها
زار غزلخوان و مست قمری و گنجشک و زاغ
زاغ کند قارقار صوت خوش زارها
سبز قبای درخت دست هنرمند اوست
فصل بهار است و او جمله کند کارها
این همه از مهر مهر وز کرم روزگار
لطف خدا را ببین در نفس سارها
این همه چون می رود جمله قیام و قعود
ذکر و سلام و سجود در بر پروردگار
زین همه کمتر نهی ای تو غریبی بدان
گر کنی کاهلی بر سر تو خارها
برچسب:
نویسنده: کامران پورعلی