خرید بک لینک

ساقی بده جامی دگرم میل هوا نیست

در مسلک میخانه چیان عذر و جفا نیست

مستی

دیدی که مستم دگرم باده ندادی

گفتی که مست است دگر باده روا نیست

میخانه و هشیار بخندید رفیقان

پیمانه به مستان ده به هشیار بنا نیست

نرگس که به بستان چنین زلف پریشان

مست می سرخ است که از لطف خدا* نیست

آنکس که زند هی به تو ای ساقی هشیار

دلقش گرو می بود و اهل ریا نیست

سری است به دل گوش نیابم که بگویم

هی خنده مکن گوش که گوش شنوا نیست

قریاد که مستی ز سرم رفت غریبی

جامی دو سه دیگر ده که این منزل ما نیست

خدا*=باغبان

مهرماه 65 کوی دانشگاه تهران

برچسب: نویسنده: کامران پورعلی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 12:44

صفحه بندی