خرید بک لینک

1 و 1 1

آدمی بود و خدا بود و دگر هیچ نبود**** سرخوش و شاد که ابلیس دلش را بربود

رانده شد ساکن این منزل خاکی گردید****بعد از آن بود که او را همه جا سختی بود

بهر آسایش و از بهر جدایی ز خطر ****با زمین یار شد و تکیه بر این خاک نمود

شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکار

معدن و آدمی از روز ازل گشتند یار

گشت در روی زمین کشف نمود **** تا که از خاک و زمین بود و نبود

بهر آسایش خود، خورد و خوراک**** بهره گیرد و برد چندین سود

تیز سنگی بگرفت و بشدی بهرشکار **** تا کند قّوت جان بهر وجود

شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکار

معدن و آدمی از روز ازل گشتند یار

(دوره پارینه سنگی)

بعد از ضربه سنگی بر سنگ**** آتش آورده بدست کرده درنگ

بعد از آتش و یک سنگ دگر **** بر کف آورده یکی چیز قشنگ

خود ندانست که کاشف گشته**** مس بدست آمده از کانه سنگ

شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکار

معدن و آدمی از روز ازل گشتند یار

(دوره مس و مفرغ)

آهن آمد پس از آن به میان**** آدمی ساخت بس ابزار از آن

تیغ و شمشیر و سپر گرز و سنان**** داس و گاوآهن و زوبین و کمان

زندگی گشت گلستان از آن **** روزگاران همه آباد و جهان آبادان

شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکار

معدن و آدمی از روز ازل گشتند یار

(دوره آهن)

ای که امروز مهندس شده آماده بکار **** دل به دریا بزن ای مرد عمل معدنکار

باید آماده پیکار شوی با که و سنگ**** بکنی رخنه در اعماق زمین لیل و نهار

چرخ صنعت بود از همت تو در دوران **** همه مدیون تو هم صنعت و هم صنعتکار

شد زمین معدن و انسان بشدی معدنکار

معدن و آدمی از روز ازل گشتند یار

نوشته شده توسط خداکرم غریبی در 15:2 |  لینک ثابت   • 

برچسب: نویسنده: کامران پورعلی تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1402 ساعت: 23:47

صفحه بندی