باز 1 آمده و فصل خزان
فصل تلخ رفتنت ازبينمان
فصل تنهايي و جاي خاليت
روزگار سخت و رنج بي امان
رنج بي روي تو با ياران خوب
رفت و امد در ميان دوستان
روزها را بي تو در روي زمين
نيمه شب رفتن به زير آسمان
راز با مهتاب گفتن در خفا
از غم هجران و با اشك وروان
اي عزيز رفته روحت شاد باد
قصه اي دارم تو را من اين زمان
ياوري من را به ياري خاسته ست
ياوري از جنس خوبان جهان
ياوري يكتا و از جنس خدا
ياوري بي مثل مانند و نشان
ياوري از جنس ناب آرزو
ياوري مانند گلها مهربان
ياوري بي رنگ و دل آينه وار
ياوري آبي به رنگ آسمان
ياوري هم جنس باران بهار
ياوري كو دارد از يزدان نشان
ياوري پاك و معطر همچو گل
ياوري يكتا ميان مردمان
بي ريا و خاكي و بي غل وغش
با محبت با صفا بس مهربان
اي غريبي شاكر پروردگار
یاورت را هديه از خالق بدان
برچسب:
نویسنده: کامران پورعلی