خرید بک لینک

بار دگر پرنده ای پر زد و ز آشیانه رفت

خواند سرود فتح را شاد از این میانه رفت

بار دگر به خاک شد ز خاکیان یکی بشر

چون بشری خموش هان پیامبر زمانه رفت

به جمع ما غریب بود مست می ای عجیب بود

بدین سبب امام ما عجول و عاجلانه رفت

به معرفت که را مثال؟ به عاشقی که بی مثال

از این جهان به آن جهان حریص و عاشقانه رفت

جهان به چشم او قفس پرنده در قفس چسان

پرنده بود و از قفس رها و شادمانه رفت

ز مسجد و ز مدرسه گذشت از حصار تن

گسست از زمینیان و مست و عارفانه رفت

بسوخت همچو آفتاب، به تاری زمانه زد

اگر چه جاودانه شد به سوی جاودانه رفت

پرنده بود و در گذر جهان قرار او نبود

در انتظار وصل او به سمت آشیانه رفت

ز روح حق نشانه ای، ز نسل احمد و بتول

امام این زمانه بود، امام این زمانه رفت

خرداد 71-تهران

نوشته شده توسط خداکرم غریبی در 14:36 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: کامران پورعلی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 17:19

صفحه بندی