غزل واره های غریب

متن مرتبط با «مرگ موش» در سایت غزل واره های غریب نوشته شده است

مرگ

  • نیلوبلاگ

    مرگ مرگ چون آید ورا گویم سلام پیشوازش می روم تا پشت بام روزها در جوشش و در کوششم می شوم در فکر مردن وقت شام می زیم آنسان، که دائم زنده ام در حذر ار رنگ و ازتزویر و نام مرگ مانند عسل شیرین بود چون رهایی باشد از این ازدحام هرکه بینا آرزویش این بود دیدن یک روز روشن بعد شام مرگ می آید به مانند شتر بر در هر خانه و گوید سلام هر که باشی مرگ حاکم می شود او چو شد حاکم، تو هم هستی غلام ای غریبی توشه ایی برگیر زود گوش کن هر لحظه می آید پیام...

    ادامه مطلب
  • باز مرگ

  • نیلوبلاگ

    باز مرگ باز می خوانی مرا ای مرگ ای دیرینه یار باز می پیچی به دور گردنم مانند مار می گریزم از خیال سرد و بی روحت ولی ناگهان قد می کشی از بین گلها مثل خار می زنم بر طبل بی عاری که شاید زندگی رخ نماید بر من و بر من بتابد چون بهار صد دریغ از شادی و سرزندگی، کو زندگی چون نمی خیزد ز بام زندگی دود و بخار کاروان زندگی هر لحظه می تازد ولی من به جا ماندم از آن در پشت این گرد و غبار مرگ ای دیرینه همدم سخت می نالد غریب یا بگیرش جان و یا او را به دنیا واگذار...

    ادامه مطلب
  • منتظر مرگ

  • نیلوبلاگ

    منتظر مرگ من منتظرت هستم اما تو نمی آیی هنگام غم و محنت ای مرگ چه زیبایی اکنون که در این دنیا رسوا شدهxad ام یا رب آسوده نما من را از این غم دنیایی زخمی که به دل دارم از غیر نمی باشد صد ناله کنم از دوست در خلوت و تنهایی ای خالق بی همتا من عدل تو را دیدم بر من چو غضب کردی هم عادل و یکتایی من عاجز و مسکینم کو طاقت عدل تو رحمت بنما بر من ای مظهر زیبایی سرگشته غریبی شد از جور زمان یا رب خود از سر احسانت بر وی بنما راهی 11/6/80-یزد...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مرگ تدریجی یک رویا | مرگ قو | مرگ ماهی | مرگ یزدگرد | مرگ پدر | مرگ بر آمریکا | مرگ ژینا کلانتری | مرگ مادر | مرگ موش | اسکی باز مرگ مغزی